یاد داشتهای یک کرم کتاب

یاد داشتهای یک کرم کتاب

من همونی هستم که دنبالش نمیگردی
یاد داشتهای یک کرم کتاب

یاد داشتهای یک کرم کتاب

من همونی هستم که دنبالش نمیگردی

طبیعی یا شیمیایی؟ مسئله این است.


اصولا آتیش زدن کتاب (یا کتاب سوزان) نات اونلی به خودی خود بد نیست بات آلسو گاهی نص صریح کتاب نبرد من هیتلر است. من خودم که جوون تر بودم چند بار کتابهایی که درباره ی بشقاب پرنده و مثلث برمودا و . داشتم برداشتم بردم وسط حیاط آتیش زدم 

حالا یه حاج آقایی یه کتابی رو برداشته سوزونده و فیلم گرفته. خوب پولشو داده. دوست داشته سوزونده چار دیواری اختیاری. به کسی مربوط نیس

من هم اصلا قصد ندارم قضاوت اخلاقی کنم. فقط وسط بسوز بسوز، ایشون جمله ای عرض کردن که با اون جمله کار دارم. اما قبل از دیدن فیلم کتاب سوزان نگاهی بیندازید به حکم دادگاه ویژه ی ت تا اصلا ببینید با چه کسانی سر و کار دارید:

http://s7.picofile.com/file/8387457868/1424866_476.jpg

و اما بعد. همان طور که در فیلم دیده می شود ( و یا شنیده می شود) حاج اقا می فرمایند این کتاب را می سوزانند به نمایندگی از طبی که داروهای شیمیایی میده دست مردم (نقل به مضمون). عارض م خدمت شما که مگه طب سنتی ( یا به قول حاج آقا طب اسلامی یا به قول بعضی طب سنتی-اسلامی) چی میده دست مردم؟ یعنی موادی که از گیاهان و حیوانات و جامدات گرفته می شه و به عنوان دارو دست خلق الله میدن مواد غیرشیمیایی هستند؟ اصلا مگه ماده ی غیرشیمیایی هم داریم؟ تمام موادی که در اطرافمون می بینیم شیمیایی هستند و از حدود 105 عنصر طبیعی ساخته شده اند حالا چه گل گاوزبون باشه چه ال اس دی باشه چه بنگ باشه چه گُل باشه و چه آنتی هیستامین. همه شون از عناصر مختلف شیمیایی ساخته شده اند و بدن انسان در برابر همه ی این مواد مختلف واکنش نشون می ده بدون اینکه نگاه بکنه ببینه این مواد از ریشه ی فلان گیاه گرفته شده باشه یا شاخ کرگدن یا از فلان کارخونه ی دارو سازی.

اتفاقا بد نیس بدونید که خیلی از این داروهای طبیعی نه تنها کمتر از داروهای به قول حاج آقا شیمیایی اثرات جانبی ندارند بلکه بعضی هاشون حتی کشنده هم هستند. کسی از دوستان هست که درباره ی مضرات داروی گیاهی حاصله از خشخاش شکی داشته باشه؟ یا اونی که از گیاه کوکا می گیرن؟ یا خیلی گیاهان دیگه که میشه باهاشون سمّ درست کرد؟ اما مردم راس میرن چپ میرن میگن داروی گیاهی دیگه! ضرری نداره که. چی چی رو ضرر نداره؟ طرف گل گاوزبون خورده سر از بیمارستان درآورده حالا شما برمیداری سرما می خوری خوددرمانی می کنی. دل پیچه میگیری خود درمانی می کنی. سردرد می گیری خوددرمانی می کنی. اون هم با داروهای گیاهی که کوچکترین اطلاعی از خطرات اونها ندارید.

مردم ما باید بشینن و یه بار درست و حسابی سنگ خودشون رو با این مسئله وا بکنن. یعنی گمان نکنن که چون فلان دارو از گیاه گرفته شده حتما بی ضرر هست و چون فلان دارو از لابراتور اومده حتما اثرات جانبی داره.
***
غیر از مسائل بالا (که البته خیلی هم مهم هستن) نحوه ی فرآورش داروهای گیاهی هست که باس درباره شون حرف بزنم. دوستان باس بدونن که هر گیاه دارویی  هر جایی ش برای داروسازی مناسب نیس. بعضی از گیاهان برگشون به درد دارو می خوره بعضیا ریشه شون بعضیا ساقه شون و یعنی اینکه قضیه خیلی پیچیده تر از اونه که این مدعیان دروغین طب سنتی-اسلامی می گن. البت هر یک از این مواد هم در ساعت و روز مشخصی باس چیده بشن. یعنی مثلا ممکنه برگ یه گل رو باید صبح بچینن و برگ گل دیگه ای رو عصر تا مواد دارویی موجود در اون گل ها در بهترین و مناسب ترین وضعیت باشه. از طرف دیگه بعد از چیدن هم ممکنه کلی عملیات بر روی اونها لازم باشه. مثلا ممکنه بعضی رو باید بلافاصله خشک کنن. بعضی رو توی تاریکی نگه دارن. بعضی رو توی آفتاب و خلاصه. 
***
این وضعیت انقدر پیچیده است که در همون قرن سوم چهارم هجری علم داروسازی در عمل از طب سنتی جدا شد و داروسازها به موارد بالا رسیدگی می کردن. میرفتن دنبال گیاهان دارویی مختلف و در ساعتهای مورد نظر اونها را میچیدن و کارهای لازم رو انجام میدادن و در نهایت در دکه هاشون داروها رو می فروختن به کسانی که نسخه داشتن. این افراد رو صیدلانی یا دارو ساز یا شربت ساز می گفتن (بیرونی یه کتاب جداگانه درباره ی داروسازی یا صیدله داره) . در خود بیمارستانهای اسلامی هم این افراد قسمت جدایی داشتن که کارش فقط و فقط تهیه ی دارو برای مریضها بوده. یعنی می خوام بگم الان حدود 1200 ساله که کار تهیه ی دارو (در همون طب سنتی-اسلامی که من اصلا قبولش ندارم) تخصصی شده.

بعد این اساتید خودشون و اطرافیانشون هم دکتر هستن . هم آزمایشگاه هستن . هم داروساز هستن . چطور همچین چیزی ممکنه؟ مگه یه نفر توی چند تا چیز میتونه استاد بشه؟
خلاصه که همون طور که نیچه گفته: به سراغ اطبای سنتی که میروید شلاق را فراموش نکنید.
از ما گفتن

گوساله دوز چه می فهمه چیه؟


Image result for ترازوی طلا فروشی
قضیه ی دیروز برمیگشت به یه روایت از مرگ ابن سینا که شنیده بودم به خاطر اینکه قولنج ش عود کرد داد شاگرداش بهش تخم کرفس تنقیه کنن ولی اونها یا از روی زرنگی یا از روی خریت برداشتن دوز تخم کرفس رو بالا بردن و در نتیجه شیخ الرئیس جان به جان آفرین تسلیم کرد. چون می خواستم درباره ی دوز بنویسم گفتم اون قضیه ی تاریخی رو به عنوان مقدمه بیارم که ببینید اصولا در زمان درمان مسئله ی دوز چقدر مهمه که خوب اون روایت رو پیداش نکردم و فعلا بی خیالش میشم 

اما دوز
و تو چه می دانی که دوز چیست؟
خدمت شما عارض م که همون طور که در بالا اشاره کردم دوز در درمان خیلی مهمه. دارویی که تجویز می شه بسته به سن و قد و جنسیت دوزش فرق می کنه. این چیزی نیست که بنده و شما تا حالا نفهمیده باشیم. در طب بقراطی-جالینوسی هم همین بوده. یعنی این طور نبوده که بر خلاف سایتها و کانالهای تلگرامی به یه نفر بگن : سرما خوردی؟ خوب برو مثلا فلان چیز رو بخور. در طب سنتی هم برای هر دارویی مقدار معینی تجویز می شده که امروزه بهش می گیم دوز. امروزه وقتی یه قرص یا شربت یا . در کارخانه های داروسازی ساخته میشه مقدار مواد سازنده ی اون ترکیبات با دقت میلی گرم و میکروگرم و . اینها محاسبه می شه تا با تجویز دوز مناسب هم بیمار شفا پیدا کنه و هم اثرات جانبی دارو به حداقل برسه حالا سوالهایی که باید از کسانی کرد که کباده ی طب سنتی رو به دوش می کشن اینه که:

1- این عزیزان دوز داروهایی رو که تجویز می کنند از کجا و بر چه اساسی به دست می یارن؟
2- این دوز رو چه طوری به بیمار حالی می کنن؟
3- بیمار چطور باید اون رو رعایت کنه؟

این سوال ها برمیگرده به این نکته که در زمانهای قدیم واحدهای اندازه گیری استاندارد نداشتیم. یعنی مثلا واحد اندازه گیری وزن که من بوده از شهر به شهر فرق داشته و در ضمن در زمانهای مختلف هم فرق داشته. یعنی اگر من در زمان ابوریحان در غزنه مثلا معادل 3 کیلوگرم بوده شاید در همون زمان در بغداد مثلا 3.05 کیلوگرم بوده یا شاید در همون غزنه 100 سال قبلش یا بعدش یه من معادل 2.95 کیلوگرم بوده. واحدهای جزئی تر مثل چارک و مثقال و . هم همین وضعیت غیر استاندارد رو داشتن.

حالا با این تفاسیر وقتی که مثلا اطبای سنتی استناد می کنند به قانون ابن سینا یا حاوی رازی از کجا می دونن که واحدهای اندازه گیری اون زمان معادل امروزی ش چقدر بود؟ با چه اطمینانی میگن مثلا یه نخود از فلان داروی گیاهی بخوری این یه نخود دقیقا یعنی چقدر؟ چطور می تونن به بیمارانشون دوز یه دارو رو دقیق نشون بدن؟  بعضی از موارد بسیار حساس هستن که ممکنه منجر به مرگ بشه. یعنی یه گرم بالا پایین ممکنه باعث بشه طرف ریغ رحمت رو سربکشه. مثلا مصرف زیاد زعفرون ممکنه سبب سقط جنین بشه (توجه کنید گفتم ممکنه . در زمینه اثرات جانبی زعفرون بر روی جنین هنوز دارن تحقیق می کنن) . یا اثرات جانبی دیگری داره. بقیه ی داروها هم همین طور. یعنی اینکه داروهای طب سنتی بیشترشون گیاهی هستن دلیل نمیشه که همین طوری سرخود مصرف بشن. 

حالا فرض کنیم که دو تا سوال اول رو جواب دادن؟ بیمار چطور باید دوز رو اندازه گیری کنه؟ .  آیا همه ی بیمارانی که نزد متخصصین خودخوانده ی طب سنتی میرن توی خونه شون ترازوی طلافروشی دارن؟
 بعید می دونم
خلاصه که بد اوضاعیه. بد

خل مشنگان جهان متحد شوید.


اصولا قیچی برای اینکه بتونه چیزی رو ببره باس دو تا تیغه داشته باشه. انبردست هم برای خرد کردن اجسام باس دو تا فک داشته باشه خورد کردن اعصاب مردم هم نیاز به قیچی/انبردست هایی داره .  که  دو تا تیغه/فک دارن . نمیشه اعصاب مردم رو حسابی خرد و خاکشیر کرد مگر اینکه از دو سو بهشون فشار بیارین حالا ما توی این مملکت گل و بلبل هر چی که کم داشته باشیم  دو دسته خل مشنگ داریم که برای اعصاب مردم نقش تیغه/فک قیچی/انبردست رو بازی می کنن.
خل مشنگهای دسته ی اول کسانی هستن که نظام رو عین خوبی و نیکی می دونن و حاضرن هر پرت و پلایی بگن تا اشتباهات سیستم رو ماس مالی کنن. حالا اگه سردار حاجی زاده بیاد و کنفرانس بذاره و بعدش بره توی مجلس و توضیح بده که : به پیر به پیغمبر اشتباه از خودمون بود این جماعت برمی دارن برنامه پر می کنن که نعععععع. نوچ. نخیر. مگه میشه کارگزاران نظام اشتباه کنن. حتما آمریکایی ها سایبر اتک کرده بودن حتما سیستمهای پدافندی ما رو هک کرده بودن و کلا کثافت می زنن به زحمات چندین و چند ساله ی نیروهای نظامی و صنایع نظامی که در حوزه ی پدافند کار می کنند و سعی می کنن تا دست کم مرزهای هوایی ایران رو مصون نگه دارن
اما خل مشنگهای دسته ی دوم کسانی هستن که نظام رو شر مطلق می دونن و هر حرکتی رو که نظام انجام بده اشتباه و برای ضربه زدن به مردم معرفی می کنن در نتیجه برمیدارن زرت و زرت فیلم مستند از خودشون در می کنن که سقوط هواپیمای اوکراینی عمدی بوده و . حتما خودشون دستور داده بودن و. مگه می شه؟ و. از این جور لاطائلات
نتیجه ی همکاری این دو دسته خل مشنگ هم اینه که در وضعیتی که مردم از بسیاری جهات تحت فشار هستند کلی باید فشارهای روحی-روانی ناشی از مزخرفات این دو دسته رو هم تحمل کنن. 
بر خلاف فرمایشات خل مشنگان گروه اول و دوم قضیه ی اشتباه خدمه ی پدافند تور ام-1 ایران نه تنها پیچیده و اینها نبوده بلکه خیلی هم ساده بوده:
  1. این بنده ی خدا ( به قول سردار برادر ما) کارمند دولت بوده. اگر خودتون کارمند دولت باشید یا توی فامیل نزدیک کارمند دولت داشته باشید دقیقا می فهمید من چی می گم. یعنی همون موقع که دستش روی دکمه ی پرتاب موشک بوده داشته فکر می کرده که این ماه از کدوم یکی از خرج و مخارج ش باس بزنه تا مثلا قسط سرویس مدرسه ی بچه روبده. یا مثلا توی کدوم خط باس مسافرکشی کنه که تاکسیا بهش گیر ندن و یا فلان چک که داده دست فلانی تا جنس قسطی بخره توسط اون فلانی برگشت نخورده باشه و هزاران فکر مثل اینها
  2. این برادر ما کارمند دولت بوده. یعنی اگر خودتون کارمند دولت باشید یا توی فامیل نزدیک کارمند دولت داشته باشید دقیقا می فهمید که من چی میگم. کارمند دولت یعنی کسی که باس بره خارج دوره ببینه اما به جای اون کسانی که باس دوره ببینن فلانی و بهمانی که توی اداره ی مرکزی رئیس امور چای و سیگار و . هستند رفته اند دوره ی خارجی. به جاش این بنده ی خدا رو یه دوره ی سه روزه ی کوتاه مدت براش گذاشتن توی کیش که دلش خوش باشه کارمند دولت یعنی کسی که بدترین آموزش ها رو با کمترین امکانات و در بدترین شرایط دیده. کارمند دولت یعنی کسی که در طول 30 سال خدمتش صدها دوره ی آموزشی رو طی کرده باشه ولی از اون صدها دوره شاید فقط دو سه دوره واقعا به دردش می خوره.
  3. این برادر ما کارمند دولت بوده. یعنی اگر خودتون کارمند دولت باشید یا توی فامیل نزدیک کارمند دولت داشته باشید دقیقا می فهمید من چی میگم. این برادر ما اگر نخبه ترین آدم کنکور سراسری هم که بوده وقتی وارد سیستم دولتی شده بعد از یه مدت خلاقیت ش به قدری تحت فشار سیستم دولتی قرار گرفته که کلا سعی کرده فتیله ی خلاقیت ش رو بکشه پایین. کرکره ی مغز رو کشیده پایین و نگاه کرده به دست بالادستی ها. نتیجه ش م که معلومه. یک سیستم ناقص که توسط یه سری کارمند قرقرو و همیشه ناراضی اداره می شه.
  4. این برادر ما غیر از اینکه کارمند دولت بوده عضو سپاه هم بوده. یعنی باید در رزمآیش (همون مانور) های مختلف سالانه و شش ماه و سه ماهه و یک ماهه شرکت می کرده تا در اوج آمادگی باشه و بتونه در لحظه تصمیم بگیره. حالا شما تا امروز شنیدید که در یک رزمآیش دفاع هوایی بیان و با استفاده از پهپاد شرایط میدان نبرد رو شبیه سازی کنند و بعد با موشک واقعی بزنن دخل پهپاد رو بیارن یعنی می خوام بگم تا حالا این برادر و برادر دیگری که مثل ایشون مسئول شلیک موشکهای پدافندی هستند چند تا موشک رو برای تمرین واقعی واقعی واقعی شلیک کردن؟ خدمت شما عرض می کنم صفرتا به این خاطر که این موشک ها گرون تر از اون هستن که بخوان توی مانور واقعی ازشون استفاده کرد. اگر هم کسی شلیک کرده باشه شک نکن که از ما بهترون بوده. موشک میلیون دلاری رو نمیدن دست هر کسی دکمه ش رو فشار بده. اونهایی که سربازی رفتن می فهمن که من چی می گم.
  5. این برادر ما غیر از اینکه کارمند دولت بوده احتمالا از 3-4 روز قبلش آماده باش بوده. کسانی که سربازی رفته باشن می فهمن که من چی میگم. آماده باش یعنی چند روزی دور از زن و بچه بدون اینکه بهشون بتونی خبر بدی دقیقا کجایی و چیکار می کنی. آماده باش یعنی استرس. یعنی موریانه ای که اعصاب رو میخوره حتی اگر آهنین باشه
  6. این برادرد ما غیر از اینکه کارمند دولت بوده و آماده باش بوده و در نتیجه پراز استرس شیف شب هم بوده. کسانی که شیفت شب بودن دقیقا میفهمن که من چی میگم. شیفت شب یعنی به هم ریختن خواب. به هم ریختن قوای حسی. کم شدن هشیاری مخصوصا در حدود ساعت 4 صبح. یعنی تقریبا همون زمانی که اشتباه مرگبار روی داد. مطمئن هستم اگر این اتفاق در ساعت مثلا 11 ظهر روی میداد هیچ وقت طرف انگشتش رو روی دکمه ی آتش فشار نمی داد
خلاصه ش کنم فاجعه ی سقوط هواپیمای اوکراین حاصل بی تدبیری فرماندهان ارشد سپاه است که فضای هوایی کشور رو باس کلیر می کردن و نکردن به علاوه ی خستگی ذهنی و روحی، آمادگی نظامی اندک، دوره های ناکافی و در نهایت استرس اضافی وارد شده به نفری که مسئول پرتاب موشک بوده

خلاصه اینکه خداوند مردم ایران رو از شر هر دو گروه حفظ کنه
آمین
رضا کیانی

انتقام به چه قیمت؟


سلام دکتر جان! 
هفته ی پیش که توی کانال تلگرامی تون دم از انتقام کشیدن می زدید تعجب کردم راستش از شما انتظار نداشتم همون طور که از من 30 سال مهندس برق کسی انتظار نداره که دست بکنم تو پریز برقدار. مردم می گن این چه مهندسی بود که با 30 سال تجربه عقل ش نرسید اول پریز رو با فازمتر چک کنه بعد انگشت بکنه توش
ما هم انتظاراتی داشتیم از شما. از شما که البت خیر. از تایتل شما. بالاخره هیچی نباشه توی بهترین دانشگاه مهندسی این کشور درس خوندید. توی بهترین دانشگاه های اروپا اقتصاد خوندید. توی بهترین دانشگاه های ایران الان دارید درس می دید هیچ کسی نفهمه شما باید معنی هزینه-فایده رو بفهیمد هیچ کس نفهمه شما باید می فهمیدید که انتقام گرفتن مفتی مفتی به دست نمیاد. باید پاش هزینه داد
حالا که بعد از یه هفته برای هر ایرانی عاقل فهیمی دیگه کاملا مسجل شده که هزینه ی انتقام کشی از آمریکا رو چه کسانی و به چه قیمتی پرداختند می خواستم بپرسم که دلتون خنک شد؟ انتقام تون رو گرفتید؟ به چیزی که خواستید رسیدید؟
راستی حق می دیدی که کسانی که زن و بچه و پدر و برادرشون توی اون پرواز کباب شدن که تقاضای انتقام کنن یا انتقام فقط مختص یه قشر خاصی است؟ 
شرمنده تند نوشتم. اوقاتم تلخ تر از این نمیشه. اوقات همه مون تلخه 

گوساله فرق بین گردش بزرگ خون و گردش کوچک خون را از کجا می فهمد؟


حالا اصلا فرض کنیم که گوساله ای هم پیدا شد و توانست علت بیماری را تشخیص بدهد. چگونه می خواهد بیمار را درمان کند وقتی که از بدن بیمار چیزی نمی داند؟ عموم مردم (چه باسواد و مدرسه رفته و چه بیسواد و مدرسه نرفته) نمی دانند که طب سنتی اصولا بر پایه های آموزه های بقراط و جالینوس است و این دو نفر اگر سوادشان درباره ساختار و کارکرد بدن انسان (کالبدشناسی یا آناتومی) جمع کنیم به اندازه یک دیپلمه ی تجربی امروزی نیست


در زمانی که بقراط و جالینوس کتابهایشان را می نوشتند (که البته از دید تاریخی بسیاری از کتابها را هم خودشان ننوشته اند که خود بحث دیگری است که بعدا به آن خواهیم وارد شد) کالبدشکافی بدن انسان به دلایل مذهبی ممنوع بوده است. به همین دلیل ساده این بزرگواران اطلاعات بسیار اندکی از اندامهای داخلی بدن و نحوه ی کارکرد آنها داشته اند. حداکثر میمون و شامپازه و خوک را تشریح می کردند و به دلیل شباهتهایی که بین بعضی از اعضای بدن این حیوانات و بدن انسان بوده است قیاس می کرده اند که خوب مثلا فلان عضو بدن انسان هم حتما به همان صورت عمل می کرده که فلان عضو خوک

این مشکل با ورود پزشکی سنتی یونان به دنیای اسلام بدتر هم شد و با ممنوعیت سفت و سخت تر اسلام در تشریح بدن کمترین امکانی از رازی ها  و ابن سیناها گرفته شد که اطلاعات آناتومی خود را به روز کنند. در نتیجه از زمان خود بقراط تا به همین امروز اگر کسی بخواهد فقط و فقط به کتابهای طب سنتی (از هر نوع و شاخه و فرقه اش) مراجعه کند و به مردم قرص و شربت بدهد دقیقا مانند کسی است که با چشم بسته وارد میدان مین بشود.

تازه در سال 1542 بود که یک پزشک عاقلی به نام آندره وسالی پیدا شد که گفت باید خودم دل و روده ی یک آدم را بیرون بکشم تا ببینم جالینوس درست گفته یا نه و از همان جا معلوم شد که زرشک. حضرت استاد بیشتر از 1000 سال پرت و پلا به خورد مردم داده بوده و تمام پزشکان سنتی از علی بن ربن طبری تا رازی تا سینا تا هر کسی که فکرش را بکنید در کتابهایشان همان مطالب را کم و بیش رونویسی می کردند و در حالی برای مردم نسخه می پیچیدند که اطلاعات نادقیق و بعضا غلطی از کارکرد اعضای بدن انسان داشته اند. 

شما نگاه کن ابن سینا که دیگه افتخار مردم ایران است و هر سال برایش کنگره و کنفرانس می گیریم و به به و چه چه می کنیم برداشته در کتاب قانون نوشته قلب آدم سه تا بطن دارد  من الان وقتی می روم دکتری که می دانم دست کم در دانشکده ی پزشکی دل و روده ی یک نفر را در سالن تشریح زیر نظر یک استاد پزشکی سفره کرده، دست و دلم می لرزد که نکند ؟ بعد شما ببین آن کسانی که جان خودشان و زن و بچه شان را دست بازماندگان مکتب پزشکی ابن سینا و رازی می گذارند واقعا دیگر چقدر دل و جرأت دارند؟؟؟؟؟ 

حالا شما از این گوساله هایی که هنوز به رازی و ابن سینا استناد می کنند انتظار داری که بفهمند مثلا فشار خون چیست؟ بابا بی خیال.  نوابغ تاریخ پزشکی چون سینا و رازی انقدر به خودشان زحمت ندادند که حتی گردش خون را کشف کنند حالا من دست بچه ام را بگیرم ببرم پیش کسی که از نظر سواد علمی شاگرد شاگرد شاگرد آنها هم نمی شود؟ ساندویچ مغز الاغ خورده ام آیا؟