حالا اصلا فرض کنیم که گوساله ای هم پیدا شد و توانست علت بیماری را تشخیص بدهد. چگونه می خواهد بیمار را درمان کند وقتی که از بدن بیمار چیزی نمی داند؟ عموم مردم (چه باسواد و مدرسه رفته و چه بیسواد و مدرسه نرفته) نمی دانند که طب سنتی اصولا بر پایه های آموزه های بقراط و جالینوس است و این دو نفر اگر سوادشان درباره ساختار و کارکرد بدن انسان (کالبدشناسی یا آناتومی) جمع کنیم به اندازه یک دیپلمه ی تجربی امروزی نیست




من
الان وقتی می روم دکتری که می دانم دست کم در دانشکده ی پزشکی دل و روده ی
یک نفر را در سالن تشریح زیر نظر یک استاد پزشکی سفره کرده، دست و دلم می
لرزد که نکند ؟ بعد شما
ببین آن کسانی که جان خودشان و زن و بچه شان را دست بازماندگان مکتب پزشکی
ابن سینا و رازی می گذارند واقعا دیگر چقدر دل و جرأت دارند؟؟؟؟؟ این که چرا کسانی که دم از انسانیت می زنند و وظیفه در برابر جامعه و این حرفها، در برابر بیماری های خطرناکی مثل سارس و ابولا و ایدز هیچ کاری انجام نمی دهند به این خاطر نیست که خدای ناکرده چسبیده اند به مطبها و دکان های عطاریشان یا از بس که سرگرم حجامت و زالو انداختن هستند فرصت نجات دادن مردم را ندارند. نه خیر! اتفاقا این بندگان خدا از خدایشان بود اگر می توانستند که حتی اگر شده یک نفر مبتلا به ابولا یا سارس را درمان کنند تا گوساله پرستان در بوق و کرنا کنند که سروران ما هر بیماری لاعلاجی را قادرند درمان کنند و یک شبه می زدند و کل پزشکان مدرن را به دریا می ریختند. یعنی از نظر پروپاگاندا هم که شده درمان یک نفر ابولایی برای اینان صد هزار برابر ارزش دارد تا درمان مثلا بنده و جناب عالی. پس مسئله مسئله ی جیب من و شما نیست چون ماشاالله این عزیزان از فروش روغن زالو و کف دریا و به جیب زده اند. اما چه عاملی باعث می شود که این سروران دست به چنین اقداماتی نزدنند و با الحاوی رازی و القانون سینا به جنگ سارس و ایدز و ابولا نروند؟