تعریف شما از ایرانی چیست؟ بسته به اینکه این سوال از چه کسی پرسیده شود ممکن است تا به جوابهای گوناگون و حتی متضادی ختم شود. اگر این سوال را از یک جامعه شناس، روانشناس، دانشجو، روحانی، راننده ی تاکسی و شاطر نانوایی بپرسید چه جوابی می گیرید؟ اگر این سوال را از غربی هایی ،که در کشورشان میزبان مهاجران ایرانی هستند، بپرسید به چه جوابی خواهید رسید؟ شاید بد نباشد برای یکبار هم که شده خود را در آینه ی چشم دیگران ببنیم. با این توضیح که
آینه چون نقش تو بنمود راست
خودشکن آیینه شکستن خطاست
پس، شما ایرانی هستید اگر....
1. صفحه ی فیس بوک ( یا دیگر سایتهای اجتماعی و یاهو آیدی) شما شامل یک کلمه فارسی است.
2. فرهنگ لغات شما هنگامی که با دوستانتان صحبت می کنید تنها شامل کلمات ...س، ...یر و ...ون است.
3. پشمالو هستید و به آن افتخار می کنید.
4. شما دارای یک کلاه، پیرهن یا شال گردن با کلمات فارسی هستید.
5. اگر صاحب مغازه ای ایرانی باشد سعی می کنید با مخ زنی از وی تخفیف بگیرید.
6. ناچارید به تمام دوستانتان توضیح دهید که ایرانی و پرشین یکی هستند.
7. آخرین ماشینی که داشته اید یا لکسوس بوده است یا مرسدس و یا بی.ام.و.
8. هنگامی که کسی شما را اشتباها به جای مکزیکی ها یا هندی ها می گیرد از کوره در می روید.
9. کمد لباستان دو رنگ لباس بیشتر ندارد: سیاه و خاکستری.
10. به مدرسه یا محل کارتان غذای ایرانی می برید حتی اگر شده کباب سردشده.
11. محل تمام رستورانهای ایرانی را تا فاصله 30 مایلی می دانید.
12. ناچارید به تمام دوستان آمریکایی خود دائم تذکر دهید که در خانه شما کفششان را دربیاورند.
13. شما یک گردن بند الله آویزان می کنید یا در خانه یک جلد قرآن دارید حتی اگر مسلمان نباشید.
14. اگر یک دختر ایرانی خوشگل ببینید از خوشحالی نمی دانید چکار کنید و می خواهید که هر چه زودتر مخش را بزنید.
15. آنقدر چای می نوشید که شاشتان قهوه ای رنگ می شود.
16. علاقه عجیب و زیادی به دوغ دارید.
17. به معلمها و غریبه ها به فارسی فحش می دهید.
18. به دیگران فخر می فروشید که از نژاد آریا هستید.
19. نزدیکان و فامیلی را که تا به حال حتی یکبار هم آنها را ندیده اید بغل می کنید و می بوسید.
20. تمام جکهای شما درباره ترک ها و افغان هاست.
21. جملاتی مانند: «این چیزها رو ایرانی هامی فهمن!» را زیاد بکار می برید.
22. اگر یک دختر ایرانی را با یک سفیدپوست ببنید دیوانه می شوید چرا که فکر می کنید ...یرتان بزرگتر است.
23. پدر و مادرتان بیست سال است که اینجا زندگی می کنند اما هنوز می گویند: I like dat von. (منظور تلفظ غلط کلمات انگلیسی است.)
24. فکر می کنید صمد از جیم کری با مزه تر است.
25. هر وقت که به دردسر می افتید پدر و مادرتان می گویند که آمریکایی شده اید.
26. به هرچیزی گوش می دهید جز موزیک کانتری.
27. جایزه بیگ پیمپین را دوست دارید.
28. از مالیات دادن فراری هستید.
29. می توانید هر جا که بروید جماعت را دور خود جمع کنید و معرکه بگیرید.
30. نام حیوانات خانگی خود را ورساک می گذارید.
31. به گونه ای در کشور میزبان خود زندگی می کنید که انگار همه به شما بدهکارند.
32. عطر ادوکلن شما قبل از خودتان وارد اتاق/خودرو می شود.
33. خودتان را پارسی می دانید نه ایرانی.
34. از دیپورت شدن می ترسید.
35. رانندگی هر خودرویی جز بنز و بی.ام.و را رد می کنید.
36. به جای BMW می گویید BMV.(بازهم منظور تلفظ غلط کلمات انگلیسی است)
37. همیشه در حال تاخت زدن هندا/نیسان خود با یک بیمر یا بنز هستید.
38. دوستی دارید که طراح صفحات وب است.
39. فکر می کنید که بروبچه های بلک کتز با استعداد هستند.
40. جارختی شما پر از لباسهای سیاه است.
41. هنگامی که سیتیزن می شوید جشن می گیرید.
42. خواهرتان از خودتان پاچه ورمالیده تر است.
43. آرزو دارید که والف هوس در منویش کله پاچه داشت.
44. با برادرتان دوست دخترتان را شریک می شوید.
45. با بیش از 1000 بلوند خوابیده اید اما هرگز با هیچکدام ازدواج نکرده اید.
46. پشم سینه تان را مرتب می کنید و از یقه بیرون می گذارید.
47. به همراه دی.ام.اکس رپ فارسی می خوانید.
48. به سیاه پوستان می گوید جزغاله.
49. مویتان آسیب دیده است.
50. خوابتان درباره ی دخترهایی است که در ایران با آنها س...س معقدی داشتید تا بکارتشان از بین نرود.
51. یک رولکس، امگا یا تاگ تقلبی به دستتان می بندید.
52. شلوار آمریکایی اندازه تان نیست ولی آن را همه جا می پوشید.
53. فیلم کلولس را دوباره پخش می کنید تا قسمت مافیایش را به دوستانتان نشان دهید.
54. نشانه های مافیای فارسی را می دانید.
55. فکر می کنید اولین کسی هستید که مافیای فارسی را کشف کرده اید.
56. به بقیه می گویید که یک رگ ایتالیایی دارید.
57. زبان گاو را اشتهاآور می دانید.
58. خودتان را متقاعد کرده اید که رنگ چشمتان سبز یا آبی است.
59. علی را می شناسید.
60. به دیگران توضیح می دهید که ویزا کارت اعتباری نیست.( بازی با کلمه ی Visa است. این کلمه در فارسی به معنای روادید است ولی در غرب بیشتر نماد کارتهای اعتباری ویزا است.)
61. موسیقی رپ گوش می دهید اما پشت سر سیاه پوستها دری وری می گویید.
62. دوستان پدرتان را عمو صدا می کنید.
63. در تابستان چای داغ سفارش می دهید.
64. شریکتان سماور دارد.
65. یک قلیان محور اصلی اتاق نشیمن شماست.
66. برای چلوکباب خوردن قرار می گذارید.
67. در هر اتاق یک قالیچه ی ایرانی دارید.
68. یک منبع بی پایان از پسته، آجیل و انجیر خشکه در اختیار دارید.
69. به کنسرتهای ایرانی می روید تا فالوده بخورید.
70. دوغ گاز دار را دوست دارید.
71. با کسی بزن بزن کردید چون شما را یک شتر مسخره نامید.
72. همیشه درباره ی اینکه چه کسی پول غذا را حساب کند تعارف می کنید.
73. یا 2درصد انعام می دهید یا 50درصد اما هیچگاه 15درصد انعام نمی دهید.
74. می دانید که چگونه کیف پولتان را خالی جلوه دهید و بدون حساب کردن آن را در جیب عقبتان بگذارید.
75. همیشه کتانی آدیداس به پا می کنید.
76. گوشی همراهتان یک زنگ مسخره دارد.
77. هر زمان که مادربزرگتان را می بینید او اصرار می کند که چیزی بخورید.(ظاهرا عذری است که در هنگام دعوت به غذا برای رد کردن دعوت میزبان آورده می شود)
78. گروه دوستانتان را خودمانی می نامید.
79. تیم مدرسه تان شامل ایرانی ها و یک پسر سفید پوست است.
80. فکر می کنید که ابروهای به هم پیوسته تان خیلی جذاب است.
81. فقط با گله (دسته) هایی که بیش تر از 12 تا دختر دارند قرار می گذارید.
82. ایرانی های دیگر را آمریکایی-آسیایی می دانید.
پی نوشت: چون متن اصلی پر از اصطلاحات کوچه بازاری است ممکن است که ترجمه ی خیلی ها را غلط انجام داده باشم. خوشحال می شوم اگر کسی ترجمه ی صحیح جملات را گوش زد کند.
خوب البته هر کسی ممکن است که برای خودش یک یا چند هنرپیشه ی محبوب داشته باشد. این هم هنرپیشه ی محبوب من

زندگی نامه اش هم را می توان اینجا خواند.

اولین خواننده غربی که با صدایش آشنا شدم ساندرا نام داشت و اولین ترانه ای که با صدایش شنیدم جانی می خواهد زندگی کند. آن زمان انقدر انگلیسی نمی دانستم که بفهمم مفهوم ترانه ای که گوش میدهم یعنی چه. بیست سالی که گذشت متن ترانه را از جایی و اصل ترانه را از جایی دیگر دنلود کردم. دست کم الان انقدر می دانم که بحث بحث حمایت از حقوق حیوانات است.
اصل ترانه را می توانید از اینجا دانلود کنید
|
I got something on my mind |
چیزی در ذهنم وجود دارد |
|
makes me sad and makes me cry, Oh no |
که مرا ناراحت می کند و گریان، اوه نه |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
Just an ordinary day |
فقط یک روز معمولی دیگر |
|
an animal will pass away, Oh no |
و حیوانی خواهند مرد |
|
Johnny wanna live |
اوه نه، جانی می خواهد زندگی کند |
|
Who's to say he got no rights |
چه کسی می گوید که او حقی ندارد |
|
even not a right to life |
حق ندارد که زندگی کند |
|
Don't know why it leaves you cold |
نمی دانی که چرا ترا با سردی ترک می کند |
|
don't know how to make it show, Oh no |
نمی دانی که چگونه احساست را نشان دهی، اوه نه |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
Through his eyes I look inside his heart |
از درون چشمانش می توانم درون قلبش را ببینم |
|
he can feel like me and you |
او می تواند مانند من و تو احساس کند |
|
Can't defend himself 'cause he can't talk |
اما نمی تواند از خودش دفاع کند چون نمی تواند صحبت کند |
|
and this is why I talk to you |
و به همین دلیل است که من [به جای او]با تو صحبت می کنم |
|
Johnny isn't just a name |
جانی فقط یک اسم نیست |
|
he stands for every creature's pain, Oh no |
او عهده دار رنج تمام مخلوقات شده، اوه نه |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
Go and try to look inside his heart |
سعی کن که درون قلبش را ببینی |
|
you can find your own mistakes |
تا اشتباهاتت را بیابی |
|
try to hide them thinking he can't talk |
سعی می کنی آنها را با فکر کردن به اینکه نمی تواند صحبت کند پنهان کنی |
|
but he can read them in your face |
اما او می تواند آنها را از صورتت بخواهند |
|
Got to give his skin away |
پوستش را می کنند |
|
for coats they wear on summerdays, Oh no |
برای کت هایی که در روزهای تابستانی می پوشند، اوه نه |
|
Johnny wanna leaves you cold |
جانی می خواهد ترا به سردی ترک کند |
|
I swear I'm gonna make it show |
قسمت می خورم که آن را نشان دهم |
|
Johnny wanna live, Oh no |
جانی می خواهد زندگی کند، اوه نه |
|
Yeaah Yeaah, Johnny wanna live |
آره آره، جانی می خواهند زندگی کند |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
Oh, Johnny |
اوه جانی |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
|
You have the right to live |
تو حق داری که زندگی کنی |
|
Oh, Johnny |
اوه جانی |
|
Johnny wanna live |
جانی می خواهد زندگی کند |
درباره حمید قبلا نوشته بودم. به اصرار من شعرهایش را برای مجله اطلاعات هفتگی فرستاد. در صفحه شعر این مجله جای پایی پیدانکرد اما صفحه طنز این مجله (موسوم به شنگول آباد) خیلی تحویلش گرفت.
از قضای اتفاق یکی از همشهری های ما هم اشعار طنزش را برای این صفحه می فرستاد. آنچه می خوانید جدال قلمی آن دوست در حدود بیست سال پیش:
هدیه زیبای زن
فرحناز محمدی کرج 20 شهریور 70
زن چو بگرفتی شنو آوای زن
کیف کن از اخم و از تیپای زن
ناگرفته زن چنین ترسی از او
پس بترس از هیبت فردای زن
کفش را بر فرق سر همچون کلاه
نیک می دان هدیه زیبای زن
سخت جانی تو از این بابت نترس
دق نخواهی کرد از نقهای زن
دست خالی گر به خانه آمدی
سرمکش از جیغ و از غوغای زن
گر پدر بی عرضه باشد حق بود
نق نق مسعود یا سارای زن
جرات آن را نداری پانهی
دست خالی خانه بابای زن
خاطرت هم جمع در هرخانه ای
نیست بی عشق و محبت جای زن
سعی کن زین پس بریزی از صفا
گوهر اشعار خود در پای زن
لبخند زنیم با هم
جواب گل صنم از حمید علی رستمی شاهرود
هان گل صنم خوش بین از شعر حذرکن هان
در عالم زن بودن انکار نکن مردان
از جور و جفای زن عالم همه آگاه است
وز صلح و صفای مرد پرگشته بسی دیوان
غوغای زنان آنیست یک آن دگر فانیست
هرگز مهراس از زن و زلنگه کفش آن
گر مرد کند نرمی باید که به اندازه
وزنه زن او گردد چون شیر ژیان غران
ای گل صنم بیغم خواهم که شوی خرم
لینکن تو بدمردان در شعر مکن عنوان
فرقی نبود هرگز در پیش خداما را
چون آمد مرد و زن از روز ازل یکسان
در صلح وصفا باشیم پابند وفاباشیم
لبخند زنیم با هم در محضر شنگول خان
تا دل نشود چرکین از تلخی این گفتار