یاد داشتهای یک کرم کتاب

یاد داشتهای یک کرم کتاب

من همونی هستم که دنبالش نمیگردی
یاد داشتهای یک کرم کتاب

یاد داشتهای یک کرم کتاب

من همونی هستم که دنبالش نمیگردی

سعی

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت
دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
     زان پیش که گویند که از دار فنا رفت
حافظ

آتش

آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

آنچنان سوختم از آتش هجران که مپرس

شهریار

و تو چه میدانی که بی-52 چیست؟


http://s11.picofile.com/file/8392855292/fabbf79a639565ee07f5a6a34e136339.jpg
چند روز است که خانم ما گیر داده است که این بی-52 چیه که آمریکا آورده در منطقه؟ ما هم هی جواب میدهیم که یک هواپیمای اوراق از دور خارج شده. توی کتش نمی رود. خلاصه اینکه دیشب فیلم معروف دکتر استرنج لاو را گذاشتیم تا خودش شخصا ببیند که بی-52 چیست؟
حیف است اگر این دیالوگ فراموش نشدنی فیلم را اینجا نقل نکنم:
سرگرد کونگ در حال خواندن:
محتویات بسته ی نجات
این بسته ها حاویه
یه کالیبر 45 اتوماتیک
دو جعبه مهمات
جیره ی غذایی کنسرو شده برای چهار روز
یه بسته دارو شامل انواع آنتی بیوتیک ها
مورفین، ویتامین
قرص خواب، و مسکن
یه لغت نامه ی کوچولو روسی
و یه انجیل کوچولو
صد دلار به روبل
سکه ی طلا به ارزش صد دلار
نه بسته آدامس
یه بسته از انواع ضد میکروبها
سه تا ماتیک
سه جفت جوراب زنانه ی نایلونی
پسر، با این همه چیز میشه یه پیک نیک
عالی تو لاس وگاس راه بندازی