یاد داشتهای یک کرم کتاب

یاد داشتهای یک کرم کتاب

من همونی هستم که دنبالش نمیگردی
یاد داشتهای یک کرم کتاب

یاد داشتهای یک کرم کتاب

من همونی هستم که دنبالش نمیگردی

خل مشنگان جهان متحد شوید.


اصولا قیچی برای اینکه بتونه چیزی رو ببره باس دو تا تیغه داشته باشه. انبردست هم برای خرد کردن اجسام باس دو تا فک داشته باشه خورد کردن اعصاب مردم هم نیاز به قیچی/انبردست هایی داره .  که  دو تا تیغه/فک دارن . نمیشه اعصاب مردم رو حسابی خرد و خاکشیر کرد مگر اینکه از دو سو بهشون فشار بیارین حالا ما توی این مملکت گل و بلبل هر چی که کم داشته باشیم  دو دسته خل مشنگ داریم که برای اعصاب مردم نقش تیغه/فک قیچی/انبردست رو بازی می کنن.
خل مشنگهای دسته ی اول کسانی هستن که نظام رو عین خوبی و نیکی می دونن و حاضرن هر پرت و پلایی بگن تا اشتباهات سیستم رو ماس مالی کنن. حالا اگه سردار حاجی زاده بیاد و کنفرانس بذاره و بعدش بره توی مجلس و توضیح بده که : به پیر به پیغمبر اشتباه از خودمون بود این جماعت برمی دارن برنامه پر می کنن که نعععععع. نوچ. نخیر. مگه میشه کارگزاران نظام اشتباه کنن. حتما آمریکایی ها سایبر اتک کرده بودن حتما سیستمهای پدافندی ما رو هک کرده بودن و کلا کثافت می زنن به زحمات چندین و چند ساله ی نیروهای نظامی و صنایع نظامی که در حوزه ی پدافند کار می کنند و سعی می کنن تا دست کم مرزهای هوایی ایران رو مصون نگه دارن
اما خل مشنگهای دسته ی دوم کسانی هستن که نظام رو شر مطلق می دونن و هر حرکتی رو که نظام انجام بده اشتباه و برای ضربه زدن به مردم معرفی می کنن در نتیجه برمیدارن زرت و زرت فیلم مستند از خودشون در می کنن که سقوط هواپیمای اوکراینی عمدی بوده و . حتما خودشون دستور داده بودن و. مگه می شه؟ و. از این جور لاطائلات
نتیجه ی همکاری این دو دسته خل مشنگ هم اینه که در وضعیتی که مردم از بسیاری جهات تحت فشار هستند کلی باید فشارهای روحی-روانی ناشی از مزخرفات این دو دسته رو هم تحمل کنن. 
بر خلاف فرمایشات خل مشنگان گروه اول و دوم قضیه ی اشتباه خدمه ی پدافند تور ام-1 ایران نه تنها پیچیده و اینها نبوده بلکه خیلی هم ساده بوده:
  1. این بنده ی خدا ( به قول سردار برادر ما) کارمند دولت بوده. اگر خودتون کارمند دولت باشید یا توی فامیل نزدیک کارمند دولت داشته باشید دقیقا می فهمید من چی می گم. یعنی همون موقع که دستش روی دکمه ی پرتاب موشک بوده داشته فکر می کرده که این ماه از کدوم یکی از خرج و مخارج ش باس بزنه تا مثلا قسط سرویس مدرسه ی بچه روبده. یا مثلا توی کدوم خط باس مسافرکشی کنه که تاکسیا بهش گیر ندن و یا فلان چک که داده دست فلانی تا جنس قسطی بخره توسط اون فلانی برگشت نخورده باشه و هزاران فکر مثل اینها
  2. این برادر ما کارمند دولت بوده. یعنی اگر خودتون کارمند دولت باشید یا توی فامیل نزدیک کارمند دولت داشته باشید دقیقا می فهمید که من چی میگم. کارمند دولت یعنی کسی که باس بره خارج دوره ببینه اما به جای اون کسانی که باس دوره ببینن فلانی و بهمانی که توی اداره ی مرکزی رئیس امور چای و سیگار و . هستند رفته اند دوره ی خارجی. به جاش این بنده ی خدا رو یه دوره ی سه روزه ی کوتاه مدت براش گذاشتن توی کیش که دلش خوش باشه کارمند دولت یعنی کسی که بدترین آموزش ها رو با کمترین امکانات و در بدترین شرایط دیده. کارمند دولت یعنی کسی که در طول 30 سال خدمتش صدها دوره ی آموزشی رو طی کرده باشه ولی از اون صدها دوره شاید فقط دو سه دوره واقعا به دردش می خوره.
  3. این برادر ما کارمند دولت بوده. یعنی اگر خودتون کارمند دولت باشید یا توی فامیل نزدیک کارمند دولت داشته باشید دقیقا می فهمید من چی میگم. این برادر ما اگر نخبه ترین آدم کنکور سراسری هم که بوده وقتی وارد سیستم دولتی شده بعد از یه مدت خلاقیت ش به قدری تحت فشار سیستم دولتی قرار گرفته که کلا سعی کرده فتیله ی خلاقیت ش رو بکشه پایین. کرکره ی مغز رو کشیده پایین و نگاه کرده به دست بالادستی ها. نتیجه ش م که معلومه. یک سیستم ناقص که توسط یه سری کارمند قرقرو و همیشه ناراضی اداره می شه.
  4. این برادر ما غیر از اینکه کارمند دولت بوده عضو سپاه هم بوده. یعنی باید در رزمآیش (همون مانور) های مختلف سالانه و شش ماه و سه ماهه و یک ماهه شرکت می کرده تا در اوج آمادگی باشه و بتونه در لحظه تصمیم بگیره. حالا شما تا امروز شنیدید که در یک رزمآیش دفاع هوایی بیان و با استفاده از پهپاد شرایط میدان نبرد رو شبیه سازی کنند و بعد با موشک واقعی بزنن دخل پهپاد رو بیارن یعنی می خوام بگم تا حالا این برادر و برادر دیگری که مثل ایشون مسئول شلیک موشکهای پدافندی هستند چند تا موشک رو برای تمرین واقعی واقعی واقعی شلیک کردن؟ خدمت شما عرض می کنم صفرتا به این خاطر که این موشک ها گرون تر از اون هستن که بخوان توی مانور واقعی ازشون استفاده کرد. اگر هم کسی شلیک کرده باشه شک نکن که از ما بهترون بوده. موشک میلیون دلاری رو نمیدن دست هر کسی دکمه ش رو فشار بده. اونهایی که سربازی رفتن می فهمن که من چی می گم.
  5. این برادر ما غیر از اینکه کارمند دولت بوده احتمالا از 3-4 روز قبلش آماده باش بوده. کسانی که سربازی رفته باشن می فهمن که من چی میگم. آماده باش یعنی چند روزی دور از زن و بچه بدون اینکه بهشون بتونی خبر بدی دقیقا کجایی و چیکار می کنی. آماده باش یعنی استرس. یعنی موریانه ای که اعصاب رو میخوره حتی اگر آهنین باشه
  6. این برادرد ما غیر از اینکه کارمند دولت بوده و آماده باش بوده و در نتیجه پراز استرس شیف شب هم بوده. کسانی که شیفت شب بودن دقیقا میفهمن که من چی میگم. شیفت شب یعنی به هم ریختن خواب. به هم ریختن قوای حسی. کم شدن هشیاری مخصوصا در حدود ساعت 4 صبح. یعنی تقریبا همون زمانی که اشتباه مرگبار روی داد. مطمئن هستم اگر این اتفاق در ساعت مثلا 11 ظهر روی میداد هیچ وقت طرف انگشتش رو روی دکمه ی آتش فشار نمی داد
خلاصه ش کنم فاجعه ی سقوط هواپیمای اوکراین حاصل بی تدبیری فرماندهان ارشد سپاه است که فضای هوایی کشور رو باس کلیر می کردن و نکردن به علاوه ی خستگی ذهنی و روحی، آمادگی نظامی اندک، دوره های ناکافی و در نهایت استرس اضافی وارد شده به نفری که مسئول پرتاب موشک بوده

خلاصه اینکه خداوند مردم ایران رو از شر هر دو گروه حفظ کنه
آمین
رضا کیانی

صل علی محمد هیشکی نبود این آمد


http://s6.picofile.com/file/8385694100/photo_2019_12_17_20_59_59.jpg
 

چند هفته قبل که درباره ی برگذاری کنسرت موسیقی در اصفهان نوشتم گمان نمی کردم که کسی دعوت من را لبیک بگوید شوربختانه (برای مردم اصفهان البته) این جوان تصمیم گرفتند که گرد و خاکی هم در اصفهان بپا کنند. من صمیمانه از اینکه به یادش آوردم که در اصفهان هم باید کنسرت موسیقی گذاشت از مردم هنر دوست و هنر پرور اصفهان مغذرت خواهی می کنم. اگر می دانستم که قرار است با چنین اعجوبه ای روبرو بشوید غلط می کردم آن مطلب را منتشر می کردم ببخشید
پی نوشت: با اتفاقات موشکی اخیر چک نکردم ببینم کنسرت برگذار شد یا به تعویق افتاد. انشالله که کلا لغو شده باشد.

انتقام به چه قیمت؟


سلام دکتر جان! 
هفته ی پیش که توی کانال تلگرامی تون دم از انتقام کشیدن می زدید تعجب کردم راستش از شما انتظار نداشتم همون طور که از من 30 سال مهندس برق کسی انتظار نداره که دست بکنم تو پریز برقدار. مردم می گن این چه مهندسی بود که با 30 سال تجربه عقل ش نرسید اول پریز رو با فازمتر چک کنه بعد انگشت بکنه توش
ما هم انتظاراتی داشتیم از شما. از شما که البت خیر. از تایتل شما. بالاخره هیچی نباشه توی بهترین دانشگاه مهندسی این کشور درس خوندید. توی بهترین دانشگاه های اروپا اقتصاد خوندید. توی بهترین دانشگاه های ایران الان دارید درس می دید هیچ کسی نفهمه شما باید معنی هزینه-فایده رو بفهیمد هیچ کس نفهمه شما باید می فهمیدید که انتقام گرفتن مفتی مفتی به دست نمیاد. باید پاش هزینه داد
حالا که بعد از یه هفته برای هر ایرانی عاقل فهیمی دیگه کاملا مسجل شده که هزینه ی انتقام کشی از آمریکا رو چه کسانی و به چه قیمتی پرداختند می خواستم بپرسم که دلتون خنک شد؟ انتقام تون رو گرفتید؟ به چیزی که خواستید رسیدید؟
راستی حق می دیدی که کسانی که زن و بچه و پدر و برادرشون توی اون پرواز کباب شدن که تقاضای انتقام کنن یا انتقام فقط مختص یه قشر خاصی است؟ 
شرمنده تند نوشتم. اوقاتم تلخ تر از این نمیشه. اوقات همه مون تلخه 

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟


ظاهرا در مملکت ما هر مسئولی به جای اینکه به وظایف خود بپردازد و تمرکز کند بر حوزه ی کاری اش در حال سرکشی کردن به وظایف دیگران و تعیین تکلیف کردن برای بخشهای دیگر حکومت است که البته ربطی هم به او ندارند. نتیجه ی این رویکرد رو هم هفته ی قبل با ناباوری دیدیم که در نتیجه ی همین سیستم مدیریتی بیمار بر و بچه های سپاه زدن هواپیمای مسافربری اوکراین رو انداختن و مملکت رو دچار بحران کردن
حالا بعد یه هفته جناب رئیس جمهور (که در مناظرات انتخاباتی برگشت به حاج آقا/دکتر/خلبان/سردار قالیباف) گفتش من حقوق دانم سرهنگ نیستم حرفی زده که معلوم شده ایشون حتی همون حقوق دان هم نیستند. آقای فرموده که باید برای سرنگون شدن هواپیمای مسافری دادگاه ویژه تشکیل بدهیم در حالیکه متن صریح قانون اساسی قضاوت رو در اختیار دستگاه قضایی گذاشته ایشون غیرمستقیم داره برای قوه ی قضاییه تعیین تکلیف می کنه در حالیکه کارهای مربوط به قوه ی مجریه بر روی زمین مونده. کسی هم نیست البته که بپرسه آخه برادر من جناب عالی چیکاره ی مملکتی که می گی برای فلان جرم یا اتفاق باید دادگاه ویژه تعیین کرد؟ اگه بنا بر نظر بنده و شما باشه باید برای هر جرمی دادگاه ویژه تعیین کرد. برای هر دادگاه ویژه هم دم و دستگاه و دفتر و دستک و بودجه و. تهیه کرد. ظاهرا این عزیز چندتایی دوست و رفیق و فامیل بیکار داره که به بهانه ی دادگاه ویژه می خواد برای اونها ایجاد اشتغال کنه.
از طرف دیگه قانون اساسی نه تنها دخالت قوای سه گانه در کار هم رو منع کرده بلکه تشکیل دادگاه ویژه رو هم منع کرده. قرار نیست که برای هر کاری دادگاه ویژه داشته باشیم. تنها مورد استثنا دادگاه های نظامی هستند که به مواردی که افراد نظامی در حوزه ی وظایف خود جرمی انجام می دهند می پردازد.
اصل‏ یکصد و هفتاد و دوم قانون اساسی به صراحت می گوید:
 برای‏ رسیدگی‏ به‏ جرایم‏ مربوط به‏ وظایف‏ خاص‏ نظامی‏
یا انتظامی‏ اعضاء ارتش‏، ژاندارمری‏، شهربانی‏ و سپاه‏ پاسداران‏ انقلاب‏
اسلامی‏، محاکم‏ نظامی‏ مطابق‏ قانون‏ تشکیل‏ می‏ گردد، ولی‏ به‏ جرایم‏ عمومی‏
آنان‏ یا جرایمی‏ که‏ در مقام‏ ضابط دادگستری‏ مرتکب‏ شوند در محاکم‏ عمومی‏
رسیدگی‏ می‏ شود. دادستانی‏ و دادگاه‏ های‏ نظامی‏، بخشی‏ از قوه‏ قضائیه‏ کشور و
مشمول‏ اصول‏ مربوط به‏ این‏ قوه‏ هستند.
از طرف دیگر مسئولین قوه ی قضاییه (از جمله سخنگوی این قوه) ظاهرا برای کم نیاوردن ادعا کرده اند که سفیر انگلیس باید از کشور اخراج شود یعنی مستقیما در حال دخالت کردن در وظایف وزارت امور خارجه و قوه ی مجریه هستند ظاهرا در این کشور در همیشه به روی یه پاشنه می چرخه تا فاجعه ی بعدی رو خدا خودش به خیر کنه

چند میگیری خفه خون بگیری؟


شفافیت کالایی است نادر در ایران. عدم شفافیت خصوصیت رفتاری هر ایرونی با اصل و نسبی است یعنی اگه دیدی یه  کسی مثه کف دست میمونه بدون که توی ژن ایرونی بودنش حتما یه خرده شیشه ای هست. عدم شفافیت از همون وختی که خیلی کوچیک هستیم توی ما ایرونی ها رشد میکنه و نهادینه میشه، از همون موقع که بابایی میگه هر کی پشت در بود بگو من خونه نیستم» یا مامانی میگه به بابایی بگو دارم میرم خونه خاله اقدس سفره حضرت اباالفضل» در حالیکه با دوستاش داره می ره ددر دودور. خلاصه اینکه تا کلاس پنجم ابتدایی انقدر این شجره ی ملعونه توی ذهنمون ریشه کرده که اگه یه وقت یه نمره کم گرفتیم به صورت خودجوش کارنامه رو قایم کنیم و بابایی رو بپیچونیم و بعدش همین داستان تا دبیرستان و ازدواج و . به جایی می رسیم که بعد ازدواج اگه یه ایرونی اصیل بخواد راست بگه هم نمیتونه. یعنی اصلا دیگه دیفالت کارخانه ش روی پیچوندن تنظیم شده در نهایت همین چرخه ی معیوب نسل به نسل منتقل میشه تا جایی که آخر سر کل این تمدن 3000 ساله ی کوفتی با سر بخوره زمین به علتش کاری ندارم که چرا ایرانی جماعت اینقدر در رفتار اجتماعی اش عدم شفافیت داره ولی گستردگی اش قابل کتمان نیس.
یادمه یه بار یکی از همکارا باهام دس به یخه شد که چرا گفتم ما کارمند دولتیم و چون مردم صاحب کار ما هستن حق دارن بدونن ما چقد حقوق می گیریم و به ازای این پولی که می گیریم چیکار داریم می کنیم» طرف می گفت الا و بلّا حقوقی که میگیریم یه مسئله ی خصوصیه و به کسی مربوط نیست» همین الان توی دور و برت اگه نیگا کنی خیلیا همین طورن. طرف سی سال با زن ش زندگی کرده ولی بعد سی سال هنوز زنش نمی دونه چقدر درامد داره. حتا حاج خانوم حدود درآمد آقایی شون رو هم نمی دونه. بچه هه وقتی بابایی ش سرشو گذاشت زمین و ریغ رحمتو سرکشید تازه می فهمه که چند تا داداش و آبجی قد و نیم قد داشته که بابایی اونها و البته مادر مکرّمه شون رو از اینها قایم کرده بوده. خلاصه که اوضاعیه
 حالا توی این وضعیت که عدم شفافیت در همه مون نهادینه شده و از ریز و درشتمون سعی می کنیم یه چیزایی رو از همدیگه قایم کنیم و از طرف دیگه توی این هاگیرواگیر که ملت همه موندن تو کف بی کفایتی یه مشت آدم بی کفایت و متأسفانه تعدادی از هم وطنان هم داغدار شدن؛ یه آدم روانی، یه آدم مخبط، یه آدم مجنون پیدا میشه که به جای اینکه سعی کنه تسلیتی بگه به کسانی که داغدار بی کفایتی یه عده ای شدن برمیداره آب میریزه رو آتیش و از خودش تئوری در میده: هواپیمای اکراینی به این علت افتاد که آمریکا برداشته بود سیستمهای الکترونیکی هواپیما و رادارهای زمینی و موشکی ایران رو هک کرده بوده و با حمله ی سایبری سبب این اشتباه شد.» 
مردم م که کشته مرده ی یه چیز تازه ن که بشینن درباره ش ور ور کنن و فرضیه بسازن و هی موضوع رو کش ش بدن حالا توی هر خراب شده ای که می ری بحث اینه که سپاه کارش رو درست انجام داده. مشکل جای دیگه بوده طرفدارای سپاه با نشر این تئوری من درآوردی از یه طرف می گن سپاه اگه نبود امنیت نداشتیم و بچه های سپاه خعلی کارشون درسته و اصلا اشتباه نمی کنن و اگه هم اشتباه کردن از کس دیگه ای بوده و الان سپاه مظلوم واقع شده و. از طرف دیگه  برای ماست مالی کردن اشتباهی که رخ داده دارن جوّ می دن که هی آمریکا رو ببرن بالا و بالا و بالاتر که معنی دیگه اش در حقیقت اینه که با بودن سپاه هم ما امنیت نداریم. شدن کاسه داغ تر از دوغ. خود سردار اومد توی تلویزیون گفت اشتباه از ما بوده اینها حالا ول کن نیستن که نخیر
یکی نیس بپرسه: خب الاغ جون اگه سپاه هست و ما تو دل کشور خودمون امنیت نداریم پس چرا اینهمه بابت ش باس هزینه بدیم؟ ببندیم درش رو و خلاص. اگه قراره ما موشک بخریم که به عوض زدن هواپیمای دشمن هر چند وقت یه بار بیاد و خودمون رو داغدار کنه اصلا چرا جمع ش نکنیم این بساط رو؟ این دیگه چه جور امنیته؟»
حالا دو روزه هر کی ما رو تو خیابون میبینه ، میگه شما که متخصص امور نظامی هستی بگو ببینم این داستان هک کردن چیه؟» بذار خلاصه بگم تا خیال همتون راحت بشه:
اگه تو بتونی با یه گوشی نوکیا 3310 سماور نفتی خونه ی ما رو هک بکنی آمریکایی ها هم می تونن سیستم پدافند موشکی تور ام-1 رو هک کنن.
گرفتی دادا؟ به خدا که نه.