یاد داشتهای یک کرم کتاب

یاد داشتهای یک کرم کتاب

من همونی هستم که دنبالش نمیگردی
یاد داشتهای یک کرم کتاب

یاد داشتهای یک کرم کتاب

من همونی هستم که دنبالش نمیگردی

هر دم از این باغ بری می رسد


من به خاطر اینکه امروز 29 اسفند ماه 98 یک روز تاریخی در تاریخ معاصر هست مجبور شدم پست های ارسال شده را جابجا کنم.

همان طور که گفتم 29 اسفند رو باید دوباره در تقویم ها علامت زد. نه البته به خاطر ملی شدن نفت، که اصلا من نمی فهمم مفهوم ش چی هست، بلکه به خاطر اینکه اتفاقی که امروز افتاد از روزی که قانون اساسی جمهوری اسلامی تصویب شد سابقه نداشت و نقطه ی عطفی است در فرگشت ی نظام.

امروز برای اولین بار رئیس جمهور محترم بودجه ی سال آینده ی کشور را ابلاغ کرد در حالیکه این بودجه به تصویب نمایندگان ملت نرسیده بود. خلاصه عرض می کنم و توضیح اش باشد برای فرصتی بهتر. این ابلاغیه پرزیدنت میخ محکمی بود بر تابوت جمهوریت نظام. از این به بعد دیگر خبری از هیچ نوع مردمسالاری، چه دینی و چه غیردینی، نخواهید خواند و نخواهید شنید.

خلاصه اینکه

سالی که نت از بهارش پیداست

نقش امپراطوری ساسانی در به قدرت رساندن ابوبکر در مدینه


یکی از خوانندگان بزرگوار زحمت کشیده اند و آدرس اینترنتی داده اند که اینجا را مطالعه کن و نظرت را بگو. 
خلاصه اینکه کتابی در حدود 50سال قبل در آمریکا منتشر شده است به نام نقش وال استریت در به قدرت رساندن هیتلر. بخشهایی از این کتاب را می توانید در اینجا بخوانید.
خلاصه ای که مشرق از کتاب ارائه کرده است این است که 
1-شرکتها و بانکهای بزرگ آمریکا کمک کردند تا هیتلر و حزب نازی به قدرت برسند 
2-همین شرکتها در ساخت صنایع نظامی آلمان نقش فعالی بازی کردند.
اما تحلیل بنده از این کتاب:
در درجه ی اول من باید خیلی احمق باشم که درباره ی کتابی اظهار نظر بکنم که هنوز آن را نخوانده ام.
در درجه ی دوم دوستان را توجه می دهم به خود تاریخ:
ما در تاریخ یک زمانی یک سری وقایع تاریخی را بر اساس مدارک تاریخی، اسناد به جای مانده، مصاحبه ها، عکسها و بازسازی می کنیم و سعی می کنیم تا بدون دست بردن در سیر وقایع آنها را گزارش بدهیم.
یک زمانی هم قصد داریم تا روایت خودمان را از تاریخ ارائه کنیم. یعنی بر اساس یک سری پیش زمینه های فکری، تحصیلی، نژادی، فرهنگی که داریم فکر می کنیم که فلان اتفاق تاریخی به دلیل بهمان اتفاق بوده است و می گردیم دنبال مدارک و اسنادی که این اتفاق را برای ما روشن (کلمه ی تبیین در این مواقع زیاد به کار می رود) کنند.
یعنی ممکن است که من به دلیل اینکه در ایران زندگی می کنم بیایم و یک تاریخ جنگ ایران-عراق بنویسم و علت حمله ی صدام به ایران را دشمنی تاریخی اعراب با ایران بدانم و با همین پیش زمینه ی فکری بیایم و مصاحبه های صدام و سخنرانی های او که بر علیه فارسها و به نفع عربها است جمع آوری کنم و در نهایت کتابم را بنویسم. خواننده هم که این کتاب را بخواند فکر می کنم که به به چه کتاب مستندی؟ پس معلوم شد که چرا صدام به ایران حمله کرد
درباره ی کتاب وال استریت و هیتلر اما چه می توان گفت؟ باید کتاب را به دقت مطالعه کرد. بعد ببینیم اسناد و مدارک و شواهدی که ارائه می دهد تا چه حد صحت دارند. و در انتها ببینیم که این اسناد را چگونه کنار هم گذاشته اند و نتیجه گیری کرده اند.
اما چون کتاب در دستمان نیست و ترجمه هم نشده من خلاصه ای از نحوه ی به قدرت رسیدن هیتلر را برایتان بگویم.
هیتلر زمانی به قدرت رسید که آلمان پس از جنگ مثل ایران دوره ی و شده بود. یعنی شما باید دو تا کیسه پول می بردید تا مثلا دو تا گرده نان بخرید. (نخدید. همین الان یک خانواده ی چهار نفره بروند دربند شام بخورند در حدود 250 هزار تا 500 هزار تومان هزینه خواهند کرد که با توجه به اینکه واحد پول ایران فعلا ریال است اگر این پول را تبدیل به یک ریالی بکنید تقریبا باید یک وانت با خود ببرید.) خلاصه اینکه اوضاع اقتصادی در هم ریخته بود. مردم آلمان هم قسمت عمده ی تقصیر را به گردن تمداران و قسمت دیگر را گردن کشورهای خارجی می انداختند. با تنفری که ملت نسبت به هیئت حاکمه داشتند هیتلر و اطرافیانش توانستند با شعارهای دهان پر کن و تکیه بر نژاد ژرمن به عنوان نژاد برتر و اینکه چون سابقه ی حکومتی نداشتند هیچ کس نمی دانست که در آینده دقیقا چه خواهند کرد(به قول ی کارهای ایران چراغ خاموش) در انتخابات شرکت کنند و با رای نسبتا زیادی هیتلر به عنوان نخست وزیر آلمان انتخاب شد.
پس از آن هم هیتلر یک برنامه ی بازسازی اقتصادی گسترده اجرا کرد که یکی از محورهای اصلی آن مبارزه با بیکاری با ساخت تعداد زیادی بزرگراه و جاده ی اصلی بود. بازسازی صنایع هم صورت گرفت. صنایع نظامی هم به صورت پنهانی بازسازی شدند و بعد به تدریج که وضعیت اقتصادی آلمان بهبود پیدا کرد اعتقاد مردم آلمان به هیتلر و حزب نازی بیشتر شد و در نتیجه هیتلر با همین پشتیبانی مردمی که به دست آورده بود سعی کرد تا کنترل بیشتری بر جامعه ی آلمان اعمال کند و به تدریج سیستم به سمت یک نظام توتالیتر رفت. بقیه اش را هم خودتان بهتر می دانید.
حالا اینکه نقش شرکتها و بانکهای آمریکایی در قدرت گرفتن هیتلر چه بوده یعنی نویسنده بیاید و اسنادی را ارائه کند که این شرکتها و بانکها با کمک مالی مستقیم و غیر مستقیم خود به هیتلر و حزب نازی او را به قدرت رساندند یا سعی کردند تا رقبای هیتلر را تضعیف کنند تا هیلتر در نهایت برنده ی انتخابات بشود.
اینکه شرکتها و بانکهای آمریکایی در بازسازی صنایع نظامی آلمانی نقش داشتند یعنی اینکه نویسنده بیاید و اسنادی را ارائه ند که این شرکتها و بانکها به صورت مستقیم و غیر مستقیم مثلا به شرکت یونکرس یا پورشه کمک کردند تا دستگاه نظامی آلمان بتواند بمب افکن یا تانک بسازد.
اگر نویسنده توانسته باشد دو پاراگراف بالا را به خوبی جواب بدهد که می توان بر روی کتابش به عنوان یک تحلیل تاریخی حساب کرد. اگر نتوانسته باشد که من همین الان هم می توانم یک کتاب بنویسم درباره ی نقش شاهان ساسانی در به قدرت رساندن حضرت ابوبکر رضی الله عنه در مدینه و کودتا بر علیه حضرت علی علیه السلام. 
خلاصه اینکه اگر به بالهای تخیل فرصت بدهید هر چیزی را در تاریخ برایتان اثبات خواهد کرد.
رضا کیانی

مستی م درد منو دیگه دوا نمیکنه


زکریای رازی در پاویونی که جمهوری اسلامی برای 4 دانشمند ایرانی در مقر سازمان ملل در وین درسته کرده در حال تعارف الکل به بازدید کنندگان.
سایت تبیان اگر معرف حضورتون نیست معرفی می گردد:
تبیان وب سایتی است با مطالب متنوع و جذاب متعلق به سازمان تبلیغات اسلامی.
تبیان در حرکتی خداپسندانه و درجهت آموزش درس شیمی به بچه های مردم برداشته روش درست کردن الکل از شکر رو توضیح داده مشغول الذنبه اید اگر الکل درست کردید و زدید بر بدن. فقط برای ضد عفونی.
پی نوشت: توی آپارات تصویری شم هست.خودتون سرچ کنید

حرف آخر آیا برابر است با آخرین حرف؟


Image result for ‫بیوتروریسم سردار سردار سلامی حمله‬‎Image result for بیوتروریسم سردار فلاحت پیشه
اینکه بلافاصله پس از این بزرگوار این بزرگوار تکرار می کنند که بعضی بیماریها حاصل تهاجم بیولوژیکی بعضی از کشورها به بعضی دیگر از کشورها است نشان دهنده ی این است که توی این کشور حرف آخر را که می زند.

ایالات متحده ی ایران


هر وقت آمریکا و کشورهای غربی چند تا ناو و کشتی جنگی فرستادن سمت خلیج فارس این جمله رو از دهان مسئولان و غیرمسئولان می شنویم:

ملت ایران در برابر تهاجم خارجی حاضرند اختلافات داخلی شون رو کنار بذارن و در کنار حمله ی خارجی رو دفع کنن.

هر چند که حمله ی اعراب و مغول به ایران گزاره ی بالا رو تأیید نمیکنه ( از داستان چگونگی تحویل دادن تبریز به سپاه روز توسط علمای این شهر هم میشه عبور کرد) اما وقایع اخیر در سنگباران کردن ماشین های پلاک قم در چند شهر و آتش زدن فلان درمانگاه به جرم اینکه بیماران مبتلا به کرونا رو بستری کرده بود در چند شهر دیگه و خرید و انبار کردن ماسک و مایع ضدعفونی کننده توسط مردم معمولی ( و نه البته به قول مسئولان محتکران) نشون می ده که در مواقع ضروری ت مدارن و ت گذاران عزیز جمله ی بالا رو نباید خیلی هم جدی بگیرن از ما گفتن بود